تبليغاتX
تلگراف - كنيسه ايراني

تلگراف

about everything and nothing

 

امروز براي اولين بار مراسم مذهبي يهوديان در كنيسه را ديدم.يك كنيسه ۴۵ ساله در يوسف آباد كه از داخل كوچه كسي نمي توانست حدس بزند ؛كنيسه است.

 كنيسه ها معماري خاصي ندارند به خاطر فشار هاي حكومتي در مقاطعي از تاريخ.فضاي داخل كنيسه هم تلفيقي از مسجد و كليسا است.

نقوش اسليمي با خط عبري و صندلي هايي كه به رديف چيده شده بودند حتي بالكني كه محل عبادت زنان بود و كاملا از طبقه پايين جدا شده بود.اين يكي خيلي شبيه مسجد بود.بعضي از مردها كفش هايشان را در آورده بودند اما اكثريت با كفش وارد كنيسه شده بودند.مردهاي يهودي هنگام نماز لباس خاصي دارند بر عكس زنانشان.آنها كلاه كوچكي بر سر مي گذارند و پازچه اي سفيد رنگ را به شكل شنل روي دوش مي اندازند.

يهودي هاي ايران  آدم هاي عجيب و غريبي نيستند...اما نمي دانم چرا دلم به حالشان مي سوزد.چشم وابروي مشكي و نگاه خشن اشان نشان مي دهد كه از نژاد سامي اند اما اگر همه آنها را در جايي به جز كنيسه مي ديدم نمي توانستم بفهمم يهودي اند. نمي دانم  دقيقا چه فرقي اما با مسيحي ها متفاوت اند  و البته با مسلمان ها با اينكه ايراني اند.

رفتارشان خوب بود و...محافظه كارانه و خلاصه من از حضورم در آنجا كلي ذوق كردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:1  توسط سحر  |