وقتی متعلق به خویش هستیم زیباییم،ولی همینکه گام در هستی بیگانه ای می گذاریم زشت می شویم.هنگامی که خود را می شناسیم زیباییم وگرنه زشتیم
رساله هشتم از انئاد پنجم
فلوطین
about everything and nothing
وقتی متعلق به خویش هستیم زیباییم،ولی همینکه گام در هستی بیگانه ای می گذاریم زشت می شویم.هنگامی که خود را می شناسیم زیباییم وگرنه زشتیم
رساله هشتم از انئاد پنجم
فلوطین
من می دانم کدام راه درست است و کدام راه نادرست....می دانم باید چه کارهایی انجام دهم و از چه کارهایی پرهیز کنم....خوب می دانم چه چیز به من ارامش می دهد و چه چیز ازرده ام می کند.....می دانم چقدر زنده ام و احتمال مرگم چقدر است
با اینهمه اینجا نشسته ام و در مسیری که راه من نیست کارهایی را انجام می دهم که نباید انجام دهم و مدام رنج می برم و فکر میکنم خیلی وقت دارم برای تلف کردن
امروز فکر می کنم عاشق خودم هستم.
۱۳ ابان ۸۸ است و دلم می خواهد فقط امروز را فکر کنم عاشق خودم هستم
تعطیلی روزنامه سرمایه برای من از تعطیلی اعتماد ملی ناراحت کننده تر بود.حدود ۲ سال و نیم در سرمایه کار کردم و همه بچه هایی که از آن روزهای اول در سرمایه بودند می دانند که ان روزها یعنی حدود ۳-۴ سال پیش کسی سرمایه را نمی شناخت.من خیلی وقت ها خسته می شدم از اینکه مجبور بودم برای همه توضیح بدهم روزنامه سرمابه فقط اقتصادی نیست و در حوزه های دیگر هم حرفی برای گفتن دارد.ان روزها ژیلا می گفت :ماییم که یک روزنامه را مهم و ارزشمند می کنیم.یک روزنامه به خودی خود وجهه ای ندارد اگر ما خوب کار کنیم همه سرمایه را می شناسند و انصافا روزنامه سرمایه به یکی از بهترین روزنامه های ایران تبدیل شد .....حالا روزها گذشته و من یکسالی هست دیگر در سرمایه کار نمی کنم اما وقتی خبر لغو امتیاز روزنامه را شنیدم انگار به بخشی از تعلقات من هم ظلم شده.باز هم خدا را شکر الان روزنامه ای هست و کاری و صفحه ای که دران بنویسم اما برای دوستانم در سرمایه نگرانم... در این وضعیت...این شرایط .....ایکاش حداقل بتوانند حق و حقوقشان را بگیرند.نمی دانم در این وضعیت باید واقعا نگران چه چیز بود....خیلی از روزنامه نگاران برای سرمایه زحمت کشیده اند....بعضی از انها هم در زندان اند الان....بهمن احمدی امویی وسعید لیلاز که کلی برای سرمایه شدن سرمایه زحمت کشیدند....وخیلی های دیگر
خدا عاقبت همه امان را به خیر کند
"نه هیچ چیز خوب یا بدی برای صد سال دوام می اورد و نه احمقی که سنگ ان را به سینه می زند"
حالا چرا چسبیده ایم به خیالات پوچمان؟چرا فکر می کنیم همه چیز قرار است اینجا متوقف شود؟
من عمر طولانی نکرده ام اما دیگر می دانم پارسال شبیه امسال نیست؛امروز هم شبیه فردا نیست
هر روز جهان تازه ای است جهانی که با خیال من خلق می شود....بقیه چیزها توهمات دیگران است