تبليغاتX
تلگراف

تلگراف

about everything and nothing

 

 

حسرت روزهای رفته را نمی خورم

جز یک شب تابستان

که حسابش جداست

ناظم حکمت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 14:32  توسط سحر  | 

 

 

می گن عرض زندگی از طولش مهمتره.....راست می گن! الان مدتهاست که دارم فکرهای بیهوده  می کنم اما خیلی غریب نتیجه همه این فکرها رو در عرض چند ساعت گرفتم...امروز دلم ارومه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:12  توسط سحر  | 

 

تاریخ تکرار می شود....نه اینکه واقعه ای خاص دوبار اتفاق بیفتد...نه گاهی احساسات آدمی دوباره تکرار می شود.

 

امشب دفتر خاطراتم ار ورق می زدم بعد دیدم یک همچین شبی درست شش سال پیش دیوانه بودم...از ان نوع که هنوز هم هستم بعد تعجب کردم!!دیدم مثل همان شب دلم گرفته درست مثل همان شب!!نمی دانم آن شب هم مثل امشب دلم می خواست زندگی کنم!!؟با همه انرژِی با همه سلول هایم زندگی کنم!!رنج ببرم و لذت!! واینکه زیر قول و قرارهایم بزنم!!؟با خودم بگویم گور پدر هرچه تصمیم که تا به حال گرفته ام اگر لازم باشد روی صفحه های این قبرستان متروک هم می نویسم دوباره!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:19  توسط سحر  |